متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

 تأثیر شخصیت نام تجاری بر اعتماد، دلبستگی و تعهد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7-      ساخت نام تجاری شرکت

بیشترین چرخش در ادبیات نام تجاری در میانه های دهه نود پدیدار گردید. گرایش فعالیتهای تجاری در در نظر داشتن نام تجاری شرکت[1] به جای نام های تجاری محصول آغاز گردید (دوچرناتونی[2] 1999؛ هچ و شولتز[3] 2003). دیدگاه نام تجاری شرکت، از دیدگاه استراتژیک نام های تجاری طرفداری می کند و می تواند نتیجه منطقی آن باشد. کینگ[4](1991) به عنوان اولین نویسنده ای به شمار می رود که بین نام های تجاری محصول و نام های تجاریی شرکت فرق قائل گردید. ادبیات مروری بالمر و گری[5](2003) در نام تجاری شرکت چشم اندازهای متفاوتی را ارائه می کند که طی سالهای گذشته توسعه یافته اند. آنها اظهار می کنند که نام های تجاری شرکت منجر به توسعه شاخه جدیدی  از بازاریابی می شوند که بایستی به عنوان«بازاریابی سطح شرکت»[6] شناخته شوند.

آکر (2004) نام تجاری شرکت را نام تجاریی تعریف می کند که «یک سازمان را معرفی کرده و نشان دهنده میراث، ارزشها، فرهنگ، مردم و استراتژی آن می باشد. ». ایجاد نام تجاری شرکت با چشم انداز استراتژیک نام تجاری سنخیت دارد و بر توسعه نام های تجاری در سطح سازمان تاکید می کند (ناکس و بیکرتون[7]2003). نام تجاری شرکت ابتدائاً توسط تداعی ها و هم خوانی های سازمان تعریف می گردد (آکر 2004) و پس می تواند همچون مشخصه های محصول و خدمات خصوصیات سازمانی را توسعه دهد. اورد (2003) اظهار می کند که «ایجاد نام های تجاری شرکت بایستی ارزشهای سازمانی را نشان دهند.». به زبان دیگر، ارزشهای اصلی سازمان بایستی چراغ راهنمای فرآیند ساخت نام تجاری (چه داخلی و چه خارجی) باشند. آنها بایستی مرتبط با محصول ساخته شده، در رفتار نمایان و در ارتباط منعکس شوند.«ارزشهای اصلی به صورت مستمر، پایدار و معتبر بر ساخت نام تجاری شرکت تاثیر می گذارند.»

بر اساس گفته بالمر و گری (2003) «ایجاد نام های تجاری شرکت و محصول در ساخت و ترکیب، موسسان،ابقاء مدیریت و نظم با هم تفاوت دارند.». هچ و شولتز (2003) میان نام تجاری محصول و نام تجاری شرکت شش  تفاوت قائل می گردد.

  1. تغییر تمرکز کوشش های ایجاد نام تجاری از محصول به شرکت
  2. سازمان موضوع اصلی می باشد به گونه ای که رفتار شرکت و تعاملات آن با جامعه قابل توجه می باشد.
  3. ارتباط نام تجاری با همه سهامداران شرکت نه فقط مشتریها
  4. نیاز به طرفداری گسترده سازمان

5.بعد زمانی نام های تجاری شرکت شامل گذشته، آینده و نه فقط زمان حال می باشد.

  1. دستاورد بزرگ تر نام های تجاری شرکت نسبت به نام های تجاری محصول به این معنا می باشد که آنها اهمیت استراتژیک بیش تری را تعهد می کنند.

با در نظر داشتن این تفاوت ها، هچ و شولتز چارچوب ایجاد نام تجاری شرکت را که در نمودار 2-1 نمایش داده شده می باشد، تشریح می کنند. این چهارچوب بر پایه سه عنصر می باشد: چشم انداز استراتژیک، فرهنگ سازمانی و تصویر شرکت. آنها مطرح می کنند که توسعه نام تجاری شرکت شامل تبیین تفصیلی این سه عنصر می باشد و این امر زمانی قابل دسترسی می باشد که دیالوگ موثری بین مدیریت، سهامداران خارجی و اعضای فرهنگ سازمانی مستقر گردد. با  در نظر داشتن این واقعیت که نام های تجاری شرکت سهامداران را مورد توجه قرار می دهند، ناکس و بیکرتون (2003) پیشنهاد می کنند که این چارچوب بایستی به مقصود شمول متغیر چهارم محیط رقابتی سازمان توسعه پیدا کند.

[1]-Corporate Branding

[2]-De Chernatony

[3]-Hatch and Schultz

[4]-King

[5] -Balmer and Gray

[6]– Corporate-Level Marketing

[7]– Knox and Bicherton

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-1-   اهداف پژوهش

الف)هدف اصلی:

  • مطالعه تأثیر شخصیت نام تجاری بر اعتماد، دلبستگی و تعهد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده.

ب)هدف های فرعی:

  1. مطالعه تاثیر شخصیت نام تجاری بر اعتماد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده.
  2. مطالعه تاثیر شخصیت نام تجاری بر دلبستگی به نام تجاری در صنعت مواد شوینده.
  3. مطالعه تاثیر شخصیت نام تجاری بر تعهد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده.

اهداف کاربردی:

  • بهبود و ارتقاء وضعیت شخصیت نام تجاری، اعتماد، دلبستگی و تعهد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده.

که مهمترین بهره گیری کنندگان از پژوهش حاضر می توان به موارد زیر تصریح نمود:

  1. صنعت مواد شوینده
  2. صنعت های مشابه
  3. دانشگاهیان، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی علمی.

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  تأثیر شخصیت نام تجاری بر اعتماد، دلبستگی و تعهد به نام تجاری در صنعت مواد شوینده با فرمت ورد